۲۲ آذر ۱۴۰۱

مزاحمین خلق

چند سالی بود می‌خواستم در این خصوص بنویسم اما یا بادِ فراموشی جملاتش را با خود می‌برد و یا مطلب مهم‌تری پیش می‌آمد و حواله‌اش می‌دادم به بعدنی نامعلوم؛ اما این قریب به ۳ ماهی که مدام هواداران حفظ وضع موجود، دم از آنان می‌زنند و همین اخیراً هم تلویزیون سعودی اینترنشنال پوشش کاملی از…

۱۵ آذر ۱۴۰۱

سیم آخر

خیلی ساده نرسیدیم سر صحنه واسه اجرا انگاری که محض خنده گرگه زد به گلهٔ ما می‌گذره این روزا از ما، ما هم از گلایه‌هامون عادی میشن این حوادث اگه سختن اگه آسون توی پائیز مجاور وسطای ماه آذر شد قرارمون که با هم بزنیم به سیم آخر! (عکس: کامران غلامی، با اندکی ویرایش)

۲۱ آبان ۱۴۰۱

خبرهای تکراری

اگر «می‌خواستند» کاری کنند، هر سال این خبرهای تکراری را نمی‌شنیدیم: ابتدای بهار: به علت سرمای بدموقع اسفند، درختان میوه آسیب دیده‌اند و امسال میوه کم و گران است اواسط اردیبهشت: اوضاع معلم‌ها خوب نیست اواخر بهار: هر ۴ سالی که انتخابات است در زمان رأی‌گیری با مشتی سوپرمن و بت‌من و اسفندیارِ رویین‌تن و…

۱۵ آبان ۱۴۰۱

چوب‌های خرابکار

بابایی اصرار داره وسط انبار چوب خشک، بساط جوج و منقل به پا کنه؛ هر کسی هم بهش میگه «بابا جان نکن، همه چی می‌سوزه» نادیده می‌گیردش و خیلی بخواد لطف کنه مسخره و تحقیرش می‌کنه، دیگه خیلی کلافه‌اش کنه بهش توهین می‌کنه و دو تا هم می‌زنه توی سرش! حالا که انبار همون بابا…

۲۱ مهر ۱۴۰۱

خون‌فای

این روزا این طوریه که VPN خاموش باشه کارم لنگ می‌شه، برای کار بانکی و یه سری کارای شبکه‌ای چون VPN اختلال ایجاد می‌کنه مجبور میشم قطعش کنم، دوباره کارم لنگ می‌شه باید روشنش کنم، دوباره اختلال پیش میاد باید قطعش کنم؛ در واقع رسماً از زیر مودمم خون جاریست! دیروز دیگه این قدر خون‌ریزی…

۱۵ مهر ۱۴۰۱

پایان شب سیه، سفید است

ضحاک: نام وی در اوستا به صورت آژی‌داهاکا، آمده است و معنای آن مار اهریمنی است. در شاهنامه پسر مرداس و فرمانروای دشت نیزه‌وران است. او پس از کشتن پدرش بر تخت می‌نشیند. ایرانیان که از ستم‌های جمشید به ستوه آمده بودند، به نزد ضحاک رفته و او را به شاهی بر می‌گزینند. ابلیس دستیار…

۱۰ خرداد ۱۴۰۱

ویترین

تقریباً تمام کشورها (به جز یکی-دو تا!) منافع ملی‌شان در همه حال برایشان اولویت است و هر کاری که می‌کنند برای همان است و بس. باورش سخت است اما اندازهٔ سر سوزنی هم اهمیت نمی‌دهند به این‌که آیا کسی یا گروهی از اقداماتشان ناراحت و متضرر می‌شود یا خیر! پس این را نباید فراموش کنیم…

۳۰ بهمن ۱۴۰۰

حماقت

قربانِ خلقتِ خدا بشوم اما کاش یک روزی علم آن قدر پیشرفت کند که بشود توضیح داد چرا هر چیزی در جهانِ هستی و در میان مخلوقات پروردگارِ عالم، یک انتها و پایان و عمقی دارد به جز حماقتِ بشر! که دریایی بی‌کرانه، چاهی نامحدود و جاده‌ای بی‌مقصد است.

۱۰ شهریور ۱۴۰۰

زمین سوخته

خانم موجه و مشخصاً تحصیل‌کرده‌ای کنار پیاده‌رو بساط پهن کرده و کتاب می‌فروشد، چند قدم آن‌سوتر خانم دیگری سی‌تی‌اسکن ریهٔ شوهرش دستش است و به نقطه‌ای نامعلوم خیره گشته، پشت حفاظ آهنی بیمارستان صدای نعره‌های مردی می‌آید که تک دخترش را کرونا از او گرفته و حالا کمرش زیر بار این خبر شکسته و نمی‌داند…

۲۸ بهمن ۱۳۹۹

آرزو

استادی داشتیم همیشه می‌گفت «باید عادت کنیم به عادت نکردن» که هیچ وقت هم نگفت این جمله حاصل تراوشات ذهن خودش است یا نقل قول از دیگری می‌کند اما هر چه که بود، حرفش، حرفِ حساب بود؛ علی‌رغمِ این‌که در عمل چندان قابل اجرا شدن نیست چون آدمیزاد به سرعت عادت می‌کند، عادت‌هایش به روزمرگی…