۴ آذر ۱۳۹۹

سگک

زمستان چند سال پیش بود؛ سوز بدی در هوا جریان داشت و هم‌زمان باد موذی‌ای هم می‌وزید و سرما تا مغز استخوان را می‌سوزاند. به سببِ این‌که بنده قدری (و نه زیاد) سرمایی تشریف دارم، طوری مجهز و مسلح به البسهٔ گرم بودم و دستانم را هم از جیب‌های‌ام خارج نمی‌کردم که اگر کسی نمی‌دانست…