۱۷ دی ۱۴۰۱

فردای داغ

دقیقاً یک روز بعد از سقوط بود؛ یکی از مشتری‌های قدیمی‌مون عکس زوجی رو آورده بود که براشون چند تایی چاپ و شاسی کنیم (برای اطلاع دوستانی که نمی‌دونن: ما عکاسی داریم) به محضی که فایل رو باز کردم گفتم خدایا خداوندا، چقدر این دو جوانِ رعنا و زیبا، آشنان! هر چی فکر کردم کم‌تر…