۱۶ تیر ۱۴۰۱

زنگ

کوچهٔ پشتی ما مدت‌هاست در حال ساختمان‌سازیه و عملاً داره تبدیل به مصلای تهران ثانی می‌شه! در این حد احداثش طولانی و فرسایشی شده. از جمله حواشی جالبش زنگش هست که شباهت زیادی به صدای زنگ قدیمی و نوستالژیک خونهٔ مادربزرگ‌ها داره؛ هر روز هم دو مرتبه، یک بار بین ساعت ۸ تا ۸:۱۵ صبح…

۲۳ اسفند ۱۴۰۰

دشمنِ دشمنت دوستت نمی‌شه!

جبر جغرافیا این گونه است که شما به ناچار و بی‌آنکه دلخواهت باشد: ۲۵ سال مستقیماً درگیر جنگ با همسایه‌ات بودی و در نتیجهٔ این حملات (+ و +) ناچار به از دست دادنِ بخش‌های مهمی از خاکت، پرداخت غرامت به «متجاوز» (!) از جیب بیت‌المال، مصادرهٔ ادوات نظامیِ «قربانیِ تجاوز»، از دست دادن امتیاز…

۲۵ اسفند ۱۳۹۹

شباهت

حدوداً ۱۰ سالی هست می‌شناسمش، علی‌رغمِ بزرگ‌تر بودنش (قریب به ۷ سال اختلاف سنی داریم) همیشه احترامم را نگه می‌دارد و هر موقع مرا می‌بیند، برایم بلند می‌شود و احوال‌پرسی گرمی می‌کند و هرچند رفاقت خیلی نزدیکی نداریم اما به دفعات پیش آمده خودم و اطرافیانم را با تخفیف‌های قابل توجه و حتی گاهی رایگان…

۲۱ دی ۱۳۹۹

خوب، بد، زشت

هم‌زمان با مطالعه، بشنوید: موسیقی فیلم «خوب، بد، زشت» با آهنگسازی انیو موریکونه محل کار ما کنار خیابان نیست، چند پله‌ای را باید طی کنید تا برسید طبقهٔ اول. راهروی نسبتاً پهنی است و همه جایش هم سرامیک شده، به خاطر همین کسی در آن قدم بگذارد صدای پایش به راحتی در ساختمان می‌پیچد، صدای…