۷ تیر ۱۴۰۰

صورت زخمی

تا همین چند روز پیش نمی‌شناختمش؛ یعنی در واقع زمانی شناختمش که دیگر از دنیا رفته بود. در شرایطی که هم‌قطارانش معمولاً بیش‌تر از ۳ سال نمی‌توانند با تاجشان دوام بیاورند، او ۱۰ سال دوام آورد. با چهره‌ای کاریزماتیک، ابهتی کم‌نظیر و شخصیتی منحصر به فرد که ترکیب این‌ها با زخم کنار چشمش، دلیلی باقی…

۲۵ اسفند ۱۳۹۹

شباهت

حدوداً ۱۰ سالی هست می‌شناسمش، علی‌رغمِ بزرگ‌تر بودنش (قریب به ۷ سال اختلاف سنی داریم) همیشه احترامم را نگه می‌دارد و هر موقع مرا می‌بیند، برایم بلند می‌شود و احوال‌پرسی گرمی می‌کند و هرچند رفاقت خیلی نزدیکی نداریم اما به دفعات پیش آمده خودم و اطرافیانم را با تخفیف‌های قابل توجه و حتی گاهی رایگان…

۸ آذر ۱۳۹۹

ملبورنازو

۱۹ سال؛ یعنی نزدیک به ۲ دهه تلخی، سیاهی، جنگ، تحریم، کمبود، فشار، اخبار ناگوار، کوپن… خلاصه‌ترش می‌شود: ۲۰ سال استشمام عطر بدبوی مرگ… ملتی که نه‌تنها امیدش را از دست رفته می‌دید بلکه حتی فراموش کرده بود «امیدواری» چه شکلی است و شادی چه طعمی دارد، به یک باره تمام گمشده‌های آن ۱۹ سال…